مطلب زیر که از هفته نامه نیرو گرفته شده بیانگر حال  روز جامعه رزمی ما است

جامعه رزمی کشور نیازمند یک خانه تکانی دقیق است که باید دست سودجویان از این جامعه کوتاه شود

باید از این جامعه حکم فروشی و دان دادن بی حساب کتاب برچیده شود

خوانده گرامی اگر مطلب را خواندی  حتما نظرتان را بنویسید.

با تشکر از شما.

 

017-1085 در گذشته در تحليل اهميت ورزش‌هاي رزمي و سازندگي آن در بين نسل جوان و افتخار‌آفريني‌هاي آن، به مباحثي نيز در باب آفت‌هاي ورزش‌هاي رزمي اشاره كرده‌ايم. در اين زمينه نكات بسياري را تاكنون مورد بررسي قرار‌ داده‌ايم كه لازم است با توجه به برخي رويداد‌هاي اخير در اين رشته‌هاي ورزشي، توجه بيشتري به اين موضوع مهم داشته باشيم. از جمله آفت‌هاي ورزش‌هاي رزمي "تجارت پر سود سبك فروشي" در ايران است.
صورت مساله چنين است كه با نگاه خوش بينانه، عده‌اي افراد خاص با نشستن در پشت ميز كامپيوتر و سر كشيدن چاي و قهوه، انگشتان مبارك را بر روي چند دكمه كيبورد فشار داده، از اين سايت به آن سايت، از اين موتور جستجو به آن موتور جستجو سرك مي‌كشند.
اين افراد اگر دو ريال هم سواد انگليسي داشته باشند و چند تا جمله و پاراگراف دست وپا شكسته و تكراري مكاتبه انگليسي را نيز حفظ كرده باشند كه چه بهتر، با صد‌ها سبك غير‌معتبر و يا كم‌اعتبار در كشور‌هاي مختلف تماس مي‌گيرند، خود را رزمي‌كار، قهرمان جهان، داراي دان‌هاي نجومي، سوابق مربيگري در اين سبك و آن سبك كه الحق همه و يا 90 درصد آن جعلي است معرفي كرده و درخواست اخذ نمايندگي براي كشور‌ مهمي آن هم جمهوري اسلامي ايران مي‌كنند.
در آن سوي جهان و قاره نيز آدم‌هايي حريص با سبك‌هايي گمنام و ناآشنا، با لپها و كراوات‌هاي آويزان و بيشتر با چشماني بادامي و بعضا آبي، از حول حليم، ديگ‌هاي طمع خود را به جوش آورده و براي جوانان ما آش‌ها مي‌پزند.
ناگاه جامعه رزمي در صبحگاهان سر از بالين بر مي‌دارد و با ده‌ها سبك قارچ‌مانند مواجه مي‌شود كه گويي با آمدن اين سبك‌هاي تازه همه سبك‌هاي گذشته بايد آستين‌هاي همت را بالا زده و به شغل شريف "كشك‌سابي" روي آورند. پس از مدتي آقا يا آقايان زرنگ با نفوذ در يكي از فدراسيون‌هاي رزمي با شيوه‌هاي خاص كه انشاءا... روزي به افشاي همه آنها خواهيم پرداخت، به سبك جديد رسميت بخشيده و با نرخ‌هاي ميليوني به فروش مي‌رسانند.
در بين خريداران هم همه نوع آدمي مشاهده مي‌شود، از رزمي‌كار و غير‌رزمي‌كار، از كارمند فلان دانشگاه مركزي تا بهمان رييس فدراسيون، خلاصه چيزي نمي‌گذرد كه باغ اين قبيل سبك‌ها به دست با كفايت "بيزينس‌من‌"هاي داخلي آباد مي‌شود و طرف كه تاكنون پايش را از فلان روستاي مالزي، فيليپين و ويتنام و... هم بيرون نگذاشته است، با سلام و صلوات و با اسكورت‌هاي آنچناني راهي اين استان و آن جزيره ايراني مي‌شود تا مثلاً نخستين دوره مسابقه آسيايي خود را برگزار كند!
جالب آنكه در ميان اين قبيل سبك‌ها، با سبك‌هايي برخورد مي‌كنيم كه آنقدر كه در ايران مشهور شده‌اند در كشور خودشان كمتر كسي جز رياست عاليه سبك و قليلي از اطرافيانش آن را مي‌شناسند.
جالب‌تر آنكه همين رييس عاليه سبك وقتي وارد ايران مي‌شود از وي در حد يك مقام عاليه سياسي استقبال مي‌شود. در صورتي كه ممكن است در كشور خود بقال محله‌شان هم برايش تره خورد نكند.
بخصوص اگر رياست و وابستگي آن سبك كذا در ايران به دست يك مدير و صاحب منصب در رده‌هاي بالاي مديريتي ورزش‌هاي رزمي بيافتد. در اين صورت از تمامي امكانات و نيرو‌هاي فلان فدراسيون فلك زده و بيت‌المال اين مردم شريف سوء‌استفاده مي‌شود و از جزيره كيش گرفته تا فلان مركز استان مهم بسيج مي‌شوند و با بريز و بپاش‌هاي آنچناني و با دعوت از اين مسوول و آن مسوول كم‌ اطلاع، قورباغه را به جاي فولكس واگن جا مي‌زنند و خلاصه آنكه چه مي‌كند اين رييس فدراسيون و دوست سبك فروش او!!
جواد حميدي